السيد الطباطبائي
74
مجموعه رسائل ( فارسى )
حديث شانزدهم از همان باب ، با مضامينى از جمله تعذيب شكنجه در چشمه خورشيد است . تعليقهء مستقيم استاد مبنى بر جعلى بودن آن است به سبب منطبق نبودن با قرآن و غيره . « 1 » و حديث دوم از باب دوم از ابواب معاد ، درباره نفخ صور و فناى دنياست . علامه مجلسى در معناى آيه : « لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ » ؛ « 2 » امروز سلطنت براى كيست ؟ و اين كه مخاطبها كيستند ؟ اخبار و نظرياتى نقل كرده است . استاد در تعليقهاش نوشته : اخبار دلالت دارند بر فانى ساختن و ميراندن اشيا به معناى كندن روح از بدن هر جاندار و دارنده روح و روان و قطع ارتباط و علاقه بين نفس و متعلقات آن . و اما باطل نمودن ارواح و نابود كردن نفوس از اصل و ريشه ، دليلى از روايات بر آن نيست ، پس احتمالًا جواب دهنده و سؤال شونده برخى ارواح مىباشند ، چنانكه در بعضى روايات آمده است . و يا آن كه پاسخ دهنده ، ارواح پيامبران و ديگران است . و اما تعبير برخى روايات به فناى اشيا چنانكه در حديث دوازدهم تفسير شده ، مراد از هلاك ساختن و نابود كردن ، ميراندن و كشتن و امثال آن است . « 3 » حديث پانزدهم از همان باب درباره بقاى ارواح تا نفخ صور و بطلان و فناى آنها است پس از نفخ . علامه مجلسى در بيان خود نوشته است : اين دو حديث دلالت دارد بر فنا و انعدام كامل اشيا پس از نفخ صور و اين كه زمان امرى است موهوم و گر نه پس از فناى افلاك ، اندازهگيرى با چهار صد سال ، امكان نداشت و . . . . استاد علامه در پاورقى خود نگاشته : ظاهر خبر بطلان و فناى ذات و آثار اشياست
--> ( 1 ) . همان ، ص 291 . . ( 2 ) . غافر ، آيه 16 . . ( 3 ) . بحارالانوار ، ج 6 ، ص 326 . .